-
تاریخ: 1401/10/25 ساعت: 19:19
داغی بــه دلم نهاده عشقتکان را به دل شقایقی نیست*** جهان، شبیه قطاری در حال حرکت است که، لکوموتیو ران، بخاطر هیچ کس ترمز نمی کند. هریک را به بهانه ای در حال حرکت از قطار بیرون می اندازد.حتی فرصت نمی دهد ساک خود را بردارد. مانندپاییز که فرصت نمی دهد برگها نفس بکشند.چه تماشا دارد!رقصِ گیسوانتوقتیره...
قطار
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 2:01
داغی بــه دلم نهاده عشقتکان را به دل شقایقی نیست*** جهان، شبیه قطاری در حال حرکت است که، لکوموتیو ران، بخاطر هیچ کس ترمز نمی کند. هریک را به بهانه ای در حال حرکت از قطار بیرون می اندازد.حتی فرصت نمی
منزل جانان
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 22:01
1 ـ منزل جانان مردی لولی وَش، دستار از سر باز کرده از دو طرف آویزان روی زمین کشیده می شد. تلو تلو خوران از خود بیخبر می آمد. حوران، مَشک به دوش جام به دست، از هول و هراس، گرد حافظ حلقه زده چون نگین
دلنوشته های خصوصی از مجموعه :سکوت شب با صدای قلم می شکند
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
شاید نوشتن در باره موضوعاتی که خصوصی هستند و تنها برای جمعی اتفاق می افتند برای خیلی ها جالب نباشد. ما در زندگی به هیچ وجه با فقر دست به گریبان نبودم!. در یکی از شهرهای درجه یک، آنهم در شمال شهر سا
دیالوگ های ماندگار از مجموعه: سکوت شب با صدای قلم می شکند
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
شهید: دوران دفاع مقدس که به پایان رسید، پستچی ها خانه نشین شدند. هم رزم قدیمی: این رسم وفا نبود رفیق، تو آسمانی باشی و، من زمینی باشم. جای پای تو در میدان مین، برج تجاری می سازند...!. عبدالله بن زبیر:
#سالگرد ازدواج
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
ـ عزیزم ، فراموش نکردی که سالگرد ازدواج مونه؟ از اوضاعم خبر داری که. بیکارم و دست و بالم خالی ست. هیچ می دونی چقدر دوست دارم...؟ ــ می دونم. خُب که چی؟ ــ بیا بگیر، چند تا شاخه گل برات آوردم. ــ ا
خلق اثر
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
پیش زمینه عالم هنر و خلق اثر هنری، لازمه اش وجود هوش و حساسیت بالا در اشخاص است. اگر کسی از این دو خاصیت، یعنی هوش و حساسیت بر خوردار باشد با یک ذوق تربیت یافته از طرف وی، شاهد ظهور یک هنرمند خواهیم ب
#نکته
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
شعر و داستان و هر نوشتۀ ادبی، به زندگی مفهوم تازه ای می بخشد و تلخی های روزگار را قابل تحمل می کند. زندگی همانی نیست که تصورش را می کنیم. اغلب از آن چیزهایی که فرار می کنیم، در مسیرمان قرار می گیرند
برایت آهنگی بنوازم
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
گنجشک به معشوقه اش گفت:« روی تیربرق بنشین گوش کن، می خواهم زیباترین آهنگی را که ساخته ام، با سیم های برق برایت بنوازم!.» گنجشک روی تیربرق نشست و منتظرماند تا بشنود. گنجشک عاشق، دیوانه وار از روی سیمی
کبوتران بی سر
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
زرین تاج، حال طبیعی نداشت!. به ماجراهای عجیب و غریبی دست می زد بعد هم انکار می کرد. حالش که خوب بود علت خرابکاری هایش را می پرسیدم. می گفت:« من حالم خوبه. مشکلی ندارم. عروس سیاه پوشه که با من زندگی می کنه، این کارها را میکنه!. ـ اون کیه با تو زندگی می کنه که ما نمی بینیم؟
شرخر #عابدساوجی
-
تاریخ: 1397/10/26 ساعت: 12:04
هنوز شانزده سالم نشده بود کارگری می کردم. تا جایی که یادم هست پدر نداشتم. کارگران بیکار دور میدان جمع می شدند. کسی که کارگر لازم داشت می آمد بهترین ها را گلچین می کرد با خود می برد. نو جوان بودم و جث
تفنگ ها هم عاشق می شوند!. #عابد_ساوجی
-
تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 16:33
تفنگها هم عاشق می شوند تفنگها هم عاشق می شوند به زرین تاج می گویم، در زمانه ای زندگی می کنیم که گرگ و بره در کنار هم زندگی می کنند. ماه و زمین خواهر خوانده شده اند!. من و تو که از یک نسل و برای هم خلق شده ایم، چرا نمی توانیم زیر یک سقف با هم زندگی کنیم...؟. می خندد و می گوید:« از خودت بپرس که مثل شا...
به عنوان مقدمه (#عابد_ساوجی)
-
تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 16:33
به عنوان مقدمه زمان، همه چیز را در خود حل می کند فردا بعد از ظهردوشنبه، بیست وچهارم مهرماه هزار و سیصد و نود شش به همراه امیر(تیمسار) قاضی پور فرمانده مرکز بهداشت درمان وآموزش پزشکی (مرکز آموزش بهداری سابق) ارتش، و امیر ناصرنادریزاده فرمانده گردان 162 قهرمان در دوران دفاع مقدس، عازم اصفهان هستیم. حد...
مترسک و کلاغها
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
مترسک و کلاغهامی گویم، باید به پایت گل می ریختم، باغچه ام را خزان زده بود... می گوید:« باز چی شده که زبون می ریزی؟» می گویم، چیزی نشده. نمیدونم چرا نگاهت می کنم، دلم می سوزه، خجالت می کشم. تو هم که ساکت نشستی نه حرف می زنی، نه سرو صدایی راه می اندازی، نه چهار تا بد و بیراه میگی که دلم را خوش کنم که ...
طوفان وزیدن گرفت
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
1طوفان وَزَیدن گرفت نویسنده:عابدساوجی بیستم شهریور هزار وسیصد وپنجاه و نه، ساعت یک بامداد کارم در بخش درمانگاه بیمارستان 502 ارتش تمام نشده بود، سوپر وایزر شب زنگ زد و بدون مقدمه گفت: « اداره مرکزی بهداشت درمان پزشکی احضارت کرده.» هر کس دیگر جای من بود تعجب می کرد. دل شوره و هیجان به جانم افتاد. بخص...
تهران در خواب ناز (2)
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
تهران در خواب ناز (2)نویسنده: عابدساوجی ساعت سه بامداد بیستم شهریور هزارو سیصد و پنجاه و نه، در حالیکه تهران درخواب سنگینی فرو رفته بود، یک ستون از آمبولانس های خاکی رنگ نظامی، مانند مار، یا ریسمان بزرگی، در خیابان های خلوت تهران خزیده و به سوی غرب کشور حرکت کردند. درسکوتی سنگین پیش می رفتیم. باور ک...
انتخابات
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
ــ میخوای صدتا کاسب شی؟ــ ملیون؟ــ نه بابا ، هزار!.ــ ای بابا! اینکه پول یک من گوشتم نمیشه!ــ به نرخ روزه دیگه، قبل از انتخاب صد، انتخاب که شد جبران میکنه!.ــ چی هست حالا؟ــ هیچی، یک هفته عکس کاندیدای مورد نظر را بچسبونی روی ماشینت، باهاش این ور اون ور بری.ــ پول بنزین چی؟ــ کی به کیه؟پول را بگیر، م...
آدم برفی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
آدم برفی پشت پنجره ایستاده، از بخار قهوه اش لذت می برد. به کسی که آن طرف پنجره ایستاده، آدم برفی می شود، لبخند می زد !.
تاول
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
دانه ای سیب شاید هم گندم داغی زده بر پیشانی خوب نمی شوند تاولِ پاهایم تاريخ : دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۶ | 22:12 | نویسنده : عباس عابـــــــد( ساوجی) |
مخلصیم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:08
هرآنچه خشک و تر است مهر و سجاده واسطه ها را حذف کنید میان خود با او ساده بگویید: مُخلصیم آقا... عابدساوجی